با اینکه دوست داشتم وقتی منو میبینه هم اینقد خوشحال بشه
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
اینکه می بینم مامان اینقدر حالش با خواهر بزرگه خوبه خیالم راحت می شه و خوشحال می شم که چیزی هست که مامانو خوشحال کنه. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:7 توسط میسمی |
تو تمنای من و جان من و یار من خواهی بود
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
یادم باشه وقتی اومدی یه آلبوم زیبا بخرم و همه ی اولین هامونو بذارم توش و هی نگاه کنم و نگاه کنیم و ذوق کنم.ذوق کنیم ... + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 16:27 توسط میسمی |
بی شعور نباش
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
بی شعور نباش طبق کتاب بی شعوری نوشته ی خاویر کرمنت من یک نمونه ی کامل از یک آدم بی شعورم.داشتم فکر می کردم به غیر از وبلاگ ناشناس ،آدم کجا می تونه اینقدر راحت به معایبش اعتراف کنه؟حقیقتا هیچ جا!بنظرم قبول نقص شروع درمانه.پس پیش به سوی باشعور شدن... + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9...
تصویری از یک رویا
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
تصویری از یک رویا امروز صبح وقتی داشتم از اون خواب خوشمزه ها که مخصوص اول صبحه لذت می بردم؛خواب دیدم یه دستگاهی خریدیم که رو چربیا قرارش می دادیم و چربیارو یهو میسوزوند.بعد خب مسلما اول از همه دستگاه رو روی خودم امتحان کردم؛آخ که جه جیگری شدم....دقیقا تصویری از رویای زیبایی که تو ذهنمه.بهترینه خودم ...
جار زدن خوشبختی درسته؟
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
جار زدن خوشبختی درسته؟ حدودا ماهی یکی دو بار می رم با اکانت داداش اینستا رو میچرخم و بعضی از پیج های معروف رو که از زندگی رنگی رنگی شخصی شون هرروز پست میذارن رو نگاه میکنم.راستش هر باری که میرم به این فکر می کنم که چرا یکی که اینقدر خوشبخته و ثروتمنده و هر چی اراده کنه میتونه داشته باشه؛چرا این آدم ...
زندگی خوبه به شرط اینکه از جات باشی
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
زندگی خوبه به شرط اینکه از جات باشی باید بگم دارم حسابی خوب پیش می رم.اپلیکیشن مانکن رو نصب کردم و جدا عاشقش شدم.حالا دارم زندگیمو مدیریت می کنم و به روز های خیلی خوب نزدیک و نزدیک تر می شم.حالا 23کیلو دارم تا وزنی که ایده ال بدنمه و اینکه از هفته بعد باشگاه هم شروع می شه و قراره یه جیگر حسابی از خو...
پاییز فصل زندگی
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
پاییز فصل زندگی هیچ می دانی این شروع پاییز برگریزم است که نونوارم کرده؟که دوباره زنده ام کرده؟که نفس داده به منی که که نفس کشیدن را از یاد برده بودم... + نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت 9:41 توسط میسمی |
ای جانم به این هوا
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
ممنونتم پایبز.. منتظر باروناتما...
داریم میریم بسوی زندگی مستقلللللللل
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
هزاران باز شکرت خدا ....ازت بارون خواستم از پاییزت بارون خواستم...همین سه روز پیش....حالا داره بارون میاد...اونم تو راه ...دونه های خوشگل بارون میخوره به شیشه پنجره ماشین و من روحم تازه می شه.... + نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 16:52 توسط میسمی |
اینگونه شد که افسردگی تمااام شد
-
تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 18:41
زندگیم رنگی شده باورم نمیشه دیگه افسرده نیستم حالم خوبه خودمو دوس دارم کارای نختلف میکنم برنامه ریزی میکنم خدایا شکرت.زندگیم خوشگل شده.فقط یچیزی...هنوز چاقم :/ + نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:15 توسط میسمی |
کتاب جونم کتاب جونم من دارم میام
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 14:20
حال خوب ینی اینکه دارم لَه لَه می زنم که فردا شه و برم کتابای ارنست همینگوی رو همه رو بزنم زیر بغلم بیام خونه و غرق شم توشون+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:8 توسط میسمی |
yes u can
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
قراره از فردای عید فطر برم هرروز باشگاه تا مهر سال بعد.هرروز.سه ماه هرروز.عصر ها یا شب ها هم هر روز یکط ساعت تا یک ساعت و نیم تردمیل.و این دو تا به همراه رژیم سالم و اندازه.قراره تابستونم رو کتاب بخونم و لاغر کنم.همین لاغر کردن کلی تمرکز میخواد.و اینکه کم نیست بیست و دوکیلو اضافه وزنه.خدایا کمکم کن....
زندگی آغاز شد
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
همه دارن مسخرم میکنن میگن چاقی تپلی چرا رژیم نمیگیری چرا نمیری باشگاه چرا فلان چرا چی.راست میگن.من حدود یکساله که هیچ فعالیت خاصی نکردم و از هر فرصتی برای خوابیدن استفاده کردم و هر بهونه ای شده آوردم که هله هوله بخورم و نهار و شاممو زیاد بخورم و هیچ فعالیتی نکنم حتی یه پیاده روی ساده!تنها کاری که بع...
فردا ینی 10تیر !##
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
فردا ینی 10تیر !## فردا باشگاه رفتن من شروع میشه؟؟.......ورزش کردن من شروع میشه؟؟...زندگیم سر و سامون میگیره؟؟......هدف دار میشم ؟؟....به سمت هدفم حرکت میکنم؟؟تلاش میکنم؟ ..اینا همه جوابش با اراده و تصمیم واقعی من جواب داده میشه. + نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:47 توسط میسمی |
فاینلی :)
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
پست قبلیم به حقیقت پیوست.خدایا شکرت.
در یکی از کسل کننده ترین روز های تابستان 22 سالگی!
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
باید باشه که تلاش کنی واسش بهترین باشی باید باشه که طعم لباش شارژت کنه باید باشه تا دلبری کنی واسش با کلی خجالت باید باشه تا صداش دلتو بلرزونه باید باشه تا دل ببندی به آرامش دستاش. + نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:44 توسط میسمی |
تغییرات
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
مطالعه سایت رنگی رنگی رو شروع کردم. کتابخونیم رو از سر گرفتم. همین!فعلا همین! + نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:43 توسط میسمی |
ای تو بارون سحر
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
ای تو بارون سحر خطاب به تویی که ندارمت:آمده بودی به خوابم.دستت را انداخته بودی به گردنم و یکجور امنی چسبانده بودی ام به خودت و وقتی برایم حرف میزدی ،خیلی خوب یادم هست که چقدر در نظرم دلبر بودی و چفدر میخواستم بیشتر در آن بازوان امنت بمانم.آنقدر که نفس هایمان یکی شود.اما حیف که خواب بود و من هیچ ندار...
از این خیالبافی های خنده دار
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
لب و لوچهمو درهم می کنم و صدارو بچگونه و لوس طور و میگم ببین انگشتام باریک نیستن و کشیده نیستن و ناخونام لاک روشون خوب سوار نمیشه؟!+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 7:49 توسط میسمی |
صدای بارونی
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:56
صدای بارونی من: آرامش میده بهم وقتی بسم الله های نمازتو بلند میگی و من میشنوم + نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 5:53 توسط میسمی |